|
ابر گریون |
|
|
با توام ای سهراب ، ای به پاکی چون آب یادته گفتی بهم : تا شقایق هست زندگی باید کرد نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی من اومدم آهسته نرم تر از پر قو خسته از دوری راه خسته و چشم براه یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار فکر کنم شدم دچار تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا بشه آره تنها باشه یار غم ها باشه یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیمان تازه شود دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه صاحب یک نفسه نیست که تازگی بده ، این دل تنهائی من پس کجاست اون قفس شقایقت ، منو با خودت ببر با قایقت راستی می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود آره کاشکی دلشون شیدا بود من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:51 توسط حمیده |
سلام به همه ي دوستاي گلم فكر نمي كردم اين قدر زود بايد وقت خداحافظي برسه ولي نمي دونم چه قدر طول مي كشه تا بر گردم اصلا بر مي گردم يا...؟ دلم براي همتون تنگ مي شه اگه دست خودم بود تا ابد پيش همتون ميموندم من قول داده بودم به همتون هميشه پيشتون مي مونمو هيچ وقت تنهاتون نمي زارم ولي به خدا دست خودم نيست ... بيشتر از همه دلم براي احساس عزيز تنگ مي شه چون ارتباطي جز نت باهاش ندارم احساس عزيزم مطمئن باش بر مي گردم...ولي شايد يه خورده طول بكشه تو كه دلت پاكه دعا كن زودتر بيام چون واقعا همتنونو دوست دارم همچنين الهام عزيزم...شرمنده ي روي ماهتم *******************************
دستاي گرم توواسم مثل گهواره
شيشه ي دلت واسم صاف و صادقه «مادر»
گل به سر تو ريختم به پاي تو
بي تو مي ميرم من در نبود تو«مادر»
چه شبايي بالاسرم نشستي مادر
بزار بگم من مي خوام سر بزارم روي شونت
نمي خوام من ببينم ديگه اشكي روي گونت
من قرباني تو مي شم بكش يه نفس راحت
تك ستاره ي تو بود كه تو آسمونم مي تابه
دل نگران توئه كه واسه ي من بي تابه
خيلي سختي كشيدي شاهد كاراي تو منم
مثل شمع مي سوختي واسم تو اين دوران
حالا بهت مي گم مامان يه روز مي كنم من برات جبران
مادر تو دلت پر بود اما هيچي بهم نگفتي
مي ديدم تو خلوت تنهاييات اشك مي ريختي
دستاي گرم توواسم مثل گهواره
شيشه ي دلت واسم صاف و صادقه «مادر»
گل به سر تو ريختم به پاي تو
بي تو مي ميرم من در نبود تو«مادر»
«مادر» سنگ صبور من«مادر»
«مادر» ستاره ي پر نور شب«مادر»
«مادر» سوختي به پاي من مثل شمع«مادر»
دستاي گرم توواسم مثل گهواره
شيشه ي دلت واسم صاف و صادقه «مادر»
گل به سر تو ريختم به پاي تو
بي تو مي ميرم من در نبود تو«مادر»
(فقط براي آخرين بار مي گم مامان:
خيلي دووستت دارم)
**************************************
فرزانه نازنينم خدا رو شكر ارتباط من با تو تلفنيم هست وگرنه دق مي كردم بدون تو...
با اين كه خودت مي دوني و هزار بارم بهت گفتم ولي بازم مي گم: خيلي خيلي دوووستت دارم...از جونمم بيشتر
اگه ديشب باهات حرف نمي زدم خفه مي شدم فرزانه...ممنونم ازت ... ممنونم به خاطر همه ي مهربونيات
مراقب خودت باش كه خيلي برام عزيزي...
حالا به جز كوچي غريب من ديگه راهي ندارم...گريه نكن عروسكم من كه گناهي ندارم
عزيزكم گريه نكن شب منم بارونيه...بارون شهر عاشقا خرابيه داغونيه
***************************************
حرف آخرم به خدا:
خداي من ديگه از من بي نگاه مهربونت چيزي نمونده... چرا كمكم نمي كني؟
نکنه منتظری تو گناه غرق بشم و اونوقت رسوام کنی ..بگی اینه بنده ی گناهکارم!!!
به دادم برس که بی یاریت شکسته ام بيچاره من...
نه دري جز عنايت تو مي شناسم نه تواني واسه رفتن دارم
باور كنم سوختن منو مي بيني و سكوت مي كني؟
مي دونم كه خطاكار تر از من رو پناه دادي...
دو دست خالي خودمو به سوي تو دراز مي كنم… زبونم بستست ولي با
قطره هاي اشكم صدات مي كنم...
غوغاي دل شكستمو مي شنوي؟...
مهربونم آغوشتو به روي من باز كن...
من هنوزم اميدم به توست...دستمو بگير خدا جونم...دستمو بگير
«به خدا مي سپارمتون»
+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:54 توسط حمیده |
سلام دوستان عزیز
من به دلیل بعضی مسایل تا مدتی از اینترنت دروم و نمیتونم به شما عزیزان سر بزنم
امیدوارم منو به علت این غیبت کوتاهم ببخشید
من به زودی زود برمیگردم
برام دعا کنید
من وفراموش نکنید
دوستتون دارم تا ابد
چه با نفس چه بی نفس
موفق باشید
+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:49 توسط حمیده |
بيا اينجا ببين تنهاي تنهام نمي خوام با كسي غير از تو باشم
مي خوام از خوابي كه لحظش يه ساله براي ديدن روي تو پا شم
اگه تو باشي و دنيا نباشه ميشه باتو همه دنيا رو حس كرد
همه دنيا بياد و تو نباشي دلم دق ميكنه با اين همه درد
بذار باور كنم اينو كه با عشق حقيقت ميشه تو افسانه باشه
ميشه افسانه ها رو زندگي كرد اگه حق با من ديوونه باشه
خودت باشو منو ديوانگي هام فقط با تو دل من روبه راهه
....................................................................................
موندن تو يعني عشق تو بهشت
يعني آخر آخر هر چي سرنوشت
*************
من نفسم مي ره واسه نگاهت
از همه بيشتر مي خوامت خداييششش
************
يه قطره اشك پاكتو به صد تا دريا نمي دم
غمي كه تو چشماي توست به رقص و شادي نمي دم
دهكده ي قلبتو به صد تا آبادي نمي دم
***********
اي كوه پر غرور من!سنگ صبور تو منم
اي لحظه ساز عاشقي عاشق با تو بودنم
***********
فرزانه جووووووووووونم دوووووستت دارممممممم فراوووووووون
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:17 توسط حمیده |
ميون اين همه فريب، تو اين همه حيله ديگه تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه تا اطلاع ثانوي نه حرف دارم نه حنجره عشقمو زندون مي كنم پشت هزار تا پنجره نگاهمو پس مي گيرم يه مشت به ديوار مي زنم جمله ي دوستت دارم رو كنج دلم دار مي زنم تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه ميون اين همه فريب تو اين همه حيله ديگه تا اطلاع ثانوي عشقتو بي خيال مي شم گوشه اي تنها مي شينم همدم ماه و سال مي شم تا اطلاع ثانوي نه من ديگه نه تو ديگه تا اطلاع ثانوي برو ديگه برو ديگه دلت رو با من يكي كن چشماتو پاك كن از دروغ دو رنگيها رو خط بزن تو اين شباي بي فروغ جمله به جمله خط به خط شونه به شونه پا به پام تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه ميون اين همه فريب تو اين همه حيله ديگه
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:32 توسط حمیده |
| ||||||